|
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش رانزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمانم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر برنگردم پیش تو راهمان بااینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن حرف آسانیست حرفش را نزن عهد کردی با نگاه خسته ام محرم شوی گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن خورده ای سوگندروزی عهد را بشکنی این شکستن نامسلمانیست حرفش را نزن حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 0:24 توسط رضا |
در شب کوچک من افسوس ( فروغ فرخراد) + نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 1:41 توسط رضا |
|
| ||||||