تبليغاتX
عسل بانو،عسل گیسو،عسل چشم

عسل بانو،عسل گیسو،عسل چشم

یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظهای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم                                              (فریدون مشیری)

 

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 2:3 توسط رضا |


هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...هر که با ما بود از ما می گریخت ...چند روزی ست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست... گاه بر روی زمین زل می زنم... گاه بر حافظ تفاءل می زنم... حافظ دیوانه فالم را گرفت... یک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زیاران چشم یاری داشتیم... خود غلط بود آنچه می پنداشتیم......!!!!!!!!

روي من شرط نبند .. جاي تکخال قمار .. جاي يک اسب سياه .. پاي ميدان شکار .. بر سرم عشق نپاش .. مثل باران تگرگ .. مثل يک شوخي تلخ .. بين مهماني مرگ .. پشت من راه نيا.. همچو يک عاشق ناب .. باورت را نفرست.. رو به من،رو به سراب .. هستي ات را نفروش!!!!!!!

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 2:2 توسط رضا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من در اين خلوت دلگير شفق گون بي تو

زير اين سايه ي انبوه سكوت

در كنار مشتي از ثانيه هاي مرده

پاي يك خاطره ي پژمرده

گاه به رويا و خيالم در اوج

لب خندان تو را مي نگرم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پیوندها

حرفهاي تنهايي من
امیر جان


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS